صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 552323
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

و خدا می داند ...

سادگی از سر دلداگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده ی گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید ...................
دسته ها : عشقولانه
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

یادمان باشد فردا حتما ناز گل را بکشیم...

حق به شب بو بدهیم...

و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان...!!

و به انگشت نخی خواهیم بست

تا فراموش نگردد فردا...!

زندگی شیرین است!

زندگی باید کرد...

و بدانم که شبی خواهم رفت .... !!!

و شبی هست که نباشد پس از آن فردایی

دسته ها : عشقولانه
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389
حالم اصلا خوب نیست . حس خوبی ندارم . همش بی حوصله ام . اصلا لبخند روی لبهام نمیاد . زندگی رو دوست ندارم . هیچ هیجانی نداره . اصلا از درون دل مرده ام .
حس تنهایی میکنم . حس پوچی .بیشتر از همه دارم از تنهایی رنج میبرم . از عادی شدن زندیگم . از اینکه چرا اینقدر دل مرده ام ؟
نمیدونم چمه ؟ حال و هوای گریه کردن دارم همش .
خونمون خلوت و سوت و کور

کاش میتونستم از این حس ها بیرون بیام . کاش مثل آدم های شادی بودم که همیشه خوشحالن . کانون خونشون گرمه .
من هیج موقع احساس خوشبختی نکردم . البته احساس بدبختی هم نکردم ، نمیگم بدبختم ولی خوشبخت هم نیستم .

حس میکنم لحظه لحظه ی زندگیم داره با غم سپری میشه.یک کلام بگم مرده ام با زنده ام هیچ فرقی نداره .

یه جواریی حالم اساسی گرفتس تکلیفم با خودم با زندگی روشن نیست

باشم اما خوب که فکر می کنم می بینم هیجا نیست که دلم بخواد برم .
خلاصه پکرم اساسی

جالبترش اینه که حتی پدر مادر خواهر برادر هم می بینی همینوطرین که باز اسمشو عوض کردن گذاشتن علاقه به فکر طرف بودن
دارم به نقطه ای می رسم که دیگه هیچ چیز دنیا برام جذاب نیست به نقطه ای که همه چیز ارزشو برام از دست میده

دلم می خواد بمیرم و شاید همین که مرگ رو هم دوست ندارم بدتره چون شاید بشه به نوعی بهش به چشم یک هدف نگاه کرد و فکر می کنم خیلی بهتر از ادمی باشه که کلا بی هدف شده گیج شده این حالت ادمو به جنون می کشه
یه زمانی بود که بی اندازه خونسرد بودم هیچ چیز نمی تونیست اونطور که باید منو ناراحت کنه اما حالا دارم فکر می کنم چطور می تونم یه ذره خونسرد باشم طوری شدم که در حالت عادی هم بدون افتادن اتفاقی حس عصبانیت دارم که البته بر می گرده به همون نداشت هدف انگیزه
احساس می کنم نوشته هامم دارن پرداکنده میشن همیشه وقتی می نوشتم دنبال یه جور ارامش بودم که بعد از نوشتن بهم دست می داد اما الان که می نویسیم انگار دارم بدتر میشه دارم روانی میشم
خدا به داد برسه دارم با خودم می جنگم که نگم خدا هم تنهام گذاشته که نگم بدشانس ترین ادم دنیام
دلم هوای بچه گی مو کرده یاد روزایی که مادر بزرگم زنده بود و هر تعطیلی با بچه های عموم اونجا بودیم و انگار دنیا مال ما بود بدونی هیچ مشکلی یادش بخیر ای کاش میشد بریم گذشته نه که توش زندگی کنیم حداقل مثل خواب می شد رفت و اون روز هارو واضع مرور کرد
چه اهی کشیدم دلم برای خودم کباب شد  خدا عاقبتمونو به خیر کنه امیدوارم یه چیزی پیدا بشه که کمی منو اروم کنه دیگه نمی خوام با چیزی بجنگم چون احساس می کنم شکست خوردم همیشه همه شکست خوردیم تا رسیدیم به اینجا

دسته ها : عشقولانه
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

دلم گرفته همسفر هوای گریه دارم

                        تو این شبای بی کسی بی تو لحظه شمارم

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
ای پیتزای عشقم
همبرگر قلبم
کباب زندگیم
اسپاگتی افکارم
لازانیای وجودم
بی تو من فلافلم نیستم
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
می دونم هرجا که باشی

دل تو اهل همین جاست

واسهء من و تو اینجا

اول و آخر دنیاست
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
میگن عاشقا عشقشون رو خوشگل

می بینن ایندفعه که دیدمت خیلی

خوشگل شده بودی

نمیدونم تو هر دفعه داری خوشگلتر میشی

یا من عاشق تر؟؟؟
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
سیاهی چشمانت رادوست دارم

چون رنگ روزگار من است
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
دوری پایان عشق نیست،

انگار لطیف ترین غم دنیاست
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
اگه یه دیوونه نگات کنه هیچی نمی شه

و هیچ مشکلیم پیش نمیاد

اما وای به اون روزی که یه نگاه دیوونت کنه
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
زندگی چون گل سرخی است

پر از خار پر از برگ لطیف

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و خار و گل و برگ

همه همسایه دیوار به دیوار همند
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی... من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببینی... اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده... اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست گفتم که مرا دوست نداری گله‌ای نیست رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله‌ای نیست
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387

قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی تو آبیم که جدائیمون محاله...

a.sh

a.sh

a.sh

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
اگر سنگ در رود زندگی نمی کرد ، صدای آب هیچ وقت زیبا نبود...!
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
آنقدر زیر لبم نام تورا زمزمه کردم... که لبم سوخت ولی نام تورا توبه نکردم...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387

سکوتم صدای تو... هوایم هوای تو... دلتنگیم برای تو... تنهاییم بیاد تو... زندگیم فدای تو...

a.sh

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
تو مرا می فهمی... من تورا می خوانم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است. تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من خواهی ماند...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم"

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
هرکه بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387

کوه باشی صخره هایت می شوم... اشک باشی دیدگانت می شوم... رود باشی چشمه سارت می شوم... دوست باشی دوستدارت می شوم...!

a.sh

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ولی حیف که من زاده ی امروزم... خدایا جهنم فرداست پس چرا امروز می سوزم ؟!!
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
دریای طوفانی ، ناخدای لایق می سازد... همیشه ممنون لحظات سخت زندگی باش...
دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
غربت را نباید در شهر الفبای غربت جستجو کرد ، همین که عزیزت نگاهش را از تو گرفت... تو غریبی !

دسته ها : عشقولانه
جمعه دوم 12 1387
X